فعالین مد (قسمت اول)

11322

مصاحبه با خانم هدیه اویسی، که با ایده اولیه خود به نام فیت اند فایند (Fit and Find) نفر اول استارت آپ ویکند "مدوتک1" شد و هم اکنون در شتابدهنده دیموند استارت آپ خود را با نام "استایل آپ" به پیش می برد

- لطفا خودتان را معرفی کنید؟ 

+هدیه اویسی هستم، متولد 1366 و لیسانس ای تی،تا الان هم در زمینه طراحی وب کار کردم و هم تجربه کاری در دپارتمان دیجیتال یک آژانس تبلیغاتی رو دارم و در حال حاضر هم در قسمت مارکتینگ همزمان با استارت آپ خودمون در یکی دیگه از استارت آپ های دیموند هم کار میکنم.

- از تجربیات و کارهایی که تا قبل از مدوتک انجام دادین بگید؟

+ من از زمانی که دبیرستانی بودم و به این فکر میکردم که در آینده چی بخونم به کامپیوتر و اینترنت علاقه داشتم از همون موقع، و تحصیلاتم رو در زمینه ای تی ادامه دادم و توی دانشگاه با یه سری از درس ها مواجه شدم که هیچ ربطی به آی تی نداشت چون ما مهندسی که می خوایم بخونیم، باید یه سری ریاضی فیزیک پاس کنیم که تو ذوق ما میخوره و از همون اوایل دانشگاه دنبال این بودم که ببینم توی کار چه اتفاقی میفته و به واسطه آشنایی که داشتیم زمان دانشگاه، یک ترم مرخصی گرفتم و مشغول به کار شدم چون من به این صورت صرفا درس خوندن بدون داشتن تجربه عملی رو اصلا نمی پسندم و احساس میکنم تو دانشگاه اون چیزی که واقعا لازمه رو درس نمی دن، به خاطر همین تجربه کاری پیدا کردم، با این انگیزه که مدرک رو بگیرم تا بتونم کار کنم، ادامه تحصیل دادم و گرنه ادامش نمی دادم. چون من علم صنعت بودم و اونجا فضا خیلی درسیه ولی خود اساتید هم تشویقتون میکنن که توی فضای کار قرار بگیرید و همون موقع من سمت وب رفتم، چون توی فضای ای تی معمولا یا سمت شبکه میرن یا سمت کارهای برنامه نویسی و اون موقع هم برنامه نویسی سمت وب تازه اومد بود و همون موقع تجربه پیدا کردم و برگشتم دانشگاه ولی توی دوره دانشگاه با یه سری از دوستام که توی کار بودن پروژه هم انجام می دادم تا وقتی که درس تموم شد باز سریعا برگشتم به محیط کار، وارد دپارتمان دیجیتال یک آژانس تبلیغاتی شدم و حدود 2 سال کار کردم و از همون اول اینکه یه ایده رو بتونم پرورش بدم و یه کار خلاقانه انجام بدم تو ذهنم بود و به واسطه همین ویژگیم توی یک جلسه با آقای حامد جلیلیانی آشنا شدم که ایشون توی مسابقات گوگل شرکت کرده بود و سوم شده بود و برای یه پروژه ازش خواهش کردم بیاد تا برای تهیه اپلیکیشن کمکمون کنه، در اون مقطع ایشون بود که گفت تو ایده های جالبی داری و پرسید تا حالا توی استارت آپ ویک اندی شرکت کردی، و من آشنا نبودم به اینا و گفتم نه و گفتن من اولین دوره ای که پیش بیاد رو بهت معرفی میکنم که همین مدوتک بود بهم معرفی کردن و ثبت نام کردم و این طوری شد که اون علاقه ای که درونم بود تونست به واسطه این آشنایی در استارت آپ ویک اند یه شکل عملی به خودش بگیره.

 

- شما از مدوتک شروع کردید، نظرتون در مورد این اتفاق چیست؟

+ من از اول نمیدونستم که اولین استارت آپ ویک اند قراره مربوط به مد باشه و پیش اومد که وارد این حوزه بشم و چون خودم هم به مد علاقه داشتم ثبت نام کردم. خیلی خوب بود، چون یک سری کلاس و ورک شاپ میزاره خود مدوتک و چون قرار بود کمی زودتر توی مهر و آبان اتفاق بیفته ولی با تاخیر توی دی ماه برگزار شد. یکم سرد شده بودم نسبت به مدوتک ولی ورک شاپ اون دوره رو مهندس غیابی برگزار کرد با موضوع "business model canvas" و توی اون کلاس این ایده به ذهنم رسید و انگیزه ای شد که در خود مدوتک شرکت کنم. مدوتک تجربه خیلی خوبی بود اون فضا و حال و هوایی که داشت خودش انگیزه بیشتری ایجاد کرد. اونجا هرکسی با یه عنوانی شرکت می کرد و من به عنوان ایده پرداز بودم و وقتی قرار شد برم و ایده ام رو بگم، به یکی از بچه هایی که اونجا بود گفتم میرم که اول شم. مدوتک یه اتفاق یهوییه که به شما انگیزه میده و بقیه کار با خودتونه و شتابدهنده ها که چطور اون ایده رو پیش ببرین.

- ایده اولیه تون چی بود؟

+ تو فضای مد چندین اتفاق میفته یه سریا هستن ایده میدن و یه عده دیگه اون ایده رو تولید میکنن و تبدیل به محصول میکنن. یه سری نیاز ها از قبیل اینکه که مثلا چه مدل لباسی با چه ترکیبی برای من مناسبه پیش میاد و حالا این من ممکنه یه سلبریتی باشم یا بیزینس من باشم، که به واسطه این پوشاکی که دارم، باید یه پیامی رو برسونم. این وسط به یه کسی نیاز دارم که علم و تخصص این کار رو داشته باشه ما تا الان می گفتیم کسی که این کار رو انجام میده خیلی خوش سلیقس و خوب ست میکنه ولی کسایی که این تخصص رو داشته باشن توی کل دنیا به عنوان شغل استایلیست تعریف شدن که یه همچین تخصصی دارن و بر اساس جامعه و شغلی که داری، علایقی که داری، ویژگی فیزیکی که داری، جایی که می خوای بری و بودجه ای که داری رو در نظر می گیرن و در مورد تمام استایلی که داری توضیح میدن نه فقط در مورد پوشاکی که می پوشی، میتونن در مورد عطرت بگن، در مورد ساعتت بگن، مدل موت رو توضیح بده، حتی بعضاً رفتاری که باید داشته باشی، کیفت رو چجوری دستت بگیری رو بهت میگن. این ایده من بر اساس این شغله که افرادی که میتونن این کار رو انجام بدن، این ها رو میاد در قالب یک اپلیکیشن مطرح میکنه و این جنس خدمات رو به کسایی که خواستار این خدمت هستن ارائه میده. البته نیروی کاری که بتونه این کار رو توی ایران انجام بده در حال حاضر کمه و یه شغل روتین نیست. مثل همین الان بری به کسی بگی فلان لباست رو از کجا خریدی نمیگه استالیستم بهم گفته و مستقیم به یه مرگز خرید اشاره میکنه و میگه از فلان مغازه خریدم یا فلان سایت خریدم. ولی یه چیزی این وسط هست که میتونه یه نفری بهش گفته باشه که برای اون نفر میتونیم یه شغل قائل شد براش.

- آیا ایده کنونی شما همون ایده اولیس یا تغییر کرده؟

+ ایده همون ایده اس اما کامل تر و واقعی تر شده. چون اولین چیزی که باهاش مواجه میشیم اینه که آیا همچین آدمهایی وجود دارن. مثلا یه ایده مثل اسنپ میگه راننده داریم... بله ... راننده هست ... حالا کاری با جذب راننده ندارم، ولی این ایده داره دنبال یه خدمتی میده که شاید خدمت رسانش وجود نداشته باشه و حتی توی دانشگاهای خودمون تو ایران، دانشگاه هایی که در زمینه هنر و نساجی هستن هم هنوز به صورت آکادمیک و جدی وارد این حوزه شدن. کسانی هم که هستن یا تجارب شخصی دارن یا خارج از ایران تحصیلات آکادمیک دارن. اولین چیزی که باهاش مواجه شدیم این موضوع بود و ایده همونه، ولی به خاطر بستر ایران ممکنه کمی تغییر کنه.

- در مورد ایده ات صحبت کنیم. چه نیاز و خلاء ای به ذهنت رسید که به این ایده رسیدی؟

+ خب هرکسی دوست داره خوش تیپ و خوش پوش باشه، یه استایل مخصوص به خودش رو داشته باشه، ولی مثلا من یه فردی رو می بینم و دوست دارم مثل اون لباس بپوشم، اما هرچی که تلاش میکنم بازم مثل اون نمیشه و بلد نیستم بسازمش. این کار رو هرکسی نمی تونه انجام بده حتی برای خودش، شاید خیلیم پول خرج اینکار کنه. علتش اینه که تخصص نداره و من متوجه شدم اینکار یه کاریه که میتونه دانش پشتش باشه و یه عده ای هستن که میتونن تورو تو این کار کمک کنن و تو بگن چی بدرت میخوره. چیزی که جالبه اینه که این استایلیست ها با پرسیدن یه سری سوال روانشناسی میتونن قبل از این خودتون بگین چی دوست دارید، استایل مورد علاقتون رو بهتون پیشنهاد بدن. و اینکه میگین چه نیازی باعث شد، این بود که خودم اول احساس همچین نیازی کردم و از خودم شروع شد که یه چیزی باشه، یه کسی باشه که من مطمئن شم چیزی که میخوام رو بهم بده و فکر می کنم خیلی خوبه وقتی آدم یه نیازی رو خودش داره همیشه مخاطب اول کسب و کارش خودشه.

- مهم ترین مشکلی که تجربه کردید چه بود؟ و چطور از پس حل کردنش بر اومدی؟

+ نمیشه گفت مشکل، بیشتر یه جور سختی کار بود، این که یه تیم دور هم جمع بشن، ینی تک تک اعضای تیم کار رو برای خودشون بدونن و در شرایطش باشن. خیلی وقتا تو کار رو برای خودت میدونی، ولی مسائل زندگیت با مسائل زندگی یکی دیگه فرق داره یا این که انگیزش رو داری ولی امکانش رو نداری. یه موقع یه نفر امکانش رو داره ولی انگیزش رو نداره. اینکه یه عده ای دوره هم جمع شن که همشون به یه اندازه دنبال این باشن که این کار موفق بشه و امکانشو داشته باشن. در این مرحله ایده میره کنار و تیم مهم میشه. انگار که مرحله به مرحلس، اول باید یه ایده خوبی باشه، بعد باید یه عده آدمی باشن که بیان این ایده رو عملیش کنن و تیمه که مهم میشه.

- دورنمات برای استارت آپت چیه؟

+ دورنمای ما اینه که بتونیم یه مرجعی بشیم که یک مشتری و یک مخاطب بتونه تمام نیازهاشون رو در حوزه استایلش رو از طریق ما برطرف کنه و بتونه یه مشاوره ای در این زمینه از ما بگیره و هونجا هم بخره و همونجا بتونه نظر بده و برای خرید های بعدیش برنامه ریزی کنه. ولی این دور نما رو به صورت استپ وار و مرحله به مرحله در نظر میگیرم و تمرکز اصلیمون رو روی مرحله بعدی متمرکز می کنیم.

- نظر شما در مورد شتاب دهنده چیست؟

+ خیلی خوبه. چون اون خلائی که یک نفر از در دانشگاه میاد بیرون و میخواد در محیط کار قرار بگیره، ولی نمی تونه با محیط کار ارتباط برقرار کنه و ایده ای که دوست داره روی اون کار وقت بگذاره جای همان کار هست. وقتی از دانشگاه بیرون میایی باید بری در یک شرکتی کار کنی و اگه بخوای خودت یه کاری را انجام بدهی همش در خونه ای و اون حس اون کار را ندارد و معروف است به این که از پارکینگ خونه اشون شروع کرده، شتابدهنده یه هویت فیزیکی به کاری که می خواهی انجام بدهی می دهد و حالا به واسطه کارش با منتورهایی که می یاره کمکتون می کنه و وقتی بین یه عده آدم عین خودت قرار میگیری، انگیزه پیدا میکنی و من فکر میکنم و اون بودجه ای که شتابدهنده ها در مراحل بالاتر میدن به اون اندازه مهم نیست. خیلی خوبه که بوجود اومدن و دارن یک هویت اولیه میدن به یک سری از ایده ها.

- برای دریافت مجوزها ،چقدر مانع داشتید و برای مسئولین چه صحبتی دارید؟

+ ما هنوز به اون مرحله نرسیدم که نیاز به مجوز داشته باشیم، اما طبق تحقیقاتی که من کردم، یه سری از مجوزهایی که قرار ما بگیریم، هنوز برای سازمانها تعریف نشده و ما واسطه بوجود اومدنشون خواهیم بود. شاید اصلا کسب و کاری تو این زمینه نبوده که بخواد مجوزی تعریف بشه. و اکثر تو حوزه کاری ما که آی تی ه یه سری مجوز ها هست که ما هنوز نرفتیم دنبالشون و میگن سخته و یه سری جاها باید مصر باشی و بری و بیای تا موفق شی. ولی من به صورت ملموس هنوز تجربه نکردم.

- نظر خانواده و دوستان در مورد کارت چیه و چقدر حمایتت کردند؟

+ یه سریاشون که می گفتن ما هنوز نفهمیدیم شما چیکار می کنید، ینی هنوز شاید اون فرهنگه جا نیفتاده و واقعا اینا یه سری شغل های جدیده. مثلا تلویزیون تو خونه همه نباشه و شما بگی من تعمیرکار تلویزیونم، حالا باید توضیح بدی که اصلا تلویزیون چیه و چیکار میکنه. یه همچین حالتی که اکثرا نمی فهمن که می خوای چیکار کنی. به هرحال هنوز اطرافیانم وارد جزئیات کارم نشدن چون از مدوتک به اینور به دلیل مشغله کاری که داریم، خیلی با اطرافیانمون در ارتباط نبودیم. حتی تو هیچ مهمونی هم وقت نمی کنیم شرکت کنیم و تو هیچ جمعی نیستیم. فقط میدونن یه کار داری انجام میدی که نیستی. و حمایتشون به این شکلیه که اینو می پذیرن و خانواده من پذیرفته که من نیستم، حتی پنجشنبه و جمعه ها و این خودش حمایته به نظر من.

- به نظر شما مهمترین عامل موفقیت یک استارتاپ چیه؟

+ نمیشه یه نسخه کلی داد، ولی نظر شخصی من اینه که تیم خوب، تیم منسجم، تیمی که شرایطشون و انگیزه هاشون در یک جهت باشه. یعنی هدفی که کل تیم داره با هدف تک تک اعضای تیم یکی باشه. این تیم رو هیچ چیزی نمی تواند شکست بده. شما پول نداشته باشی بالاخره یه جوری میتونی جورش کنی ولی یه شخص و یک انسان رو هیچ جور نمیتونی جایگزین کنی و وقتی یه تیمی شکل میگیره با ارزش ترین چیزه که معادلش رو هیچ جا نمیتونی پیدا کنی.

- چطور هم‌تیمی‌هاتو پیدا کردی؟

+ ما هممون توی مدوتک با هم آشنا شدیم و تعدادمون زیاد بود و منتور های اغلب بهمون میگفتن سعی کنید خیلی تیم شلوغ نشه و یه سری هم میگفتن اشکال نداره بزارید تا جایی که میشه شلوغ شه. اما من گفتم خوب کسایی که اینجان اومدن تا خودشون رو محک بزنن و هرکسی که خواست توی تیم باشه رو پذیرفتیم. اما عده ای مال شهر های دیگه بودن، سرکار میرفتن، مشغول به تحصیل بودن و به واسطه همین مشکلات نشد که با ما همراه باشن و تعدادی به تیم ما اضافه شدن، مثلا تیم فنی ما کاملا عوض شد بخاطر مشکلاتی که داشتن توی زمینه کار و تحصیل و نمی تونستن همزمان هم کار و هم تحصیل رو پیش ببرن. تا این که به واسطه یکی از دوستام هم تیمی های خودم رو پیدا کردم.

- برای شناساندن کسب و کار خود به دیگران، از چه روش‌هایی استفاده کرده‌اید و می کنید؟ کدام بیشترین اثر را داشت و کدام کمترین نتیجه را؟

+ ما هنوز به اون مرحله نرسیدیم که بخوایم کارمون رو به همه معرفی کنیم و زوده و فعلا کارمون رو به آشناها و همکارانی که داریم معرفی می کنیم. و محصولمون باید بین همکارامون تست بشه و یه بازخوردی بگیریم و بعد در اختیار بقیه قرار بدیم.

- برای کسانی که میخوان یه استارت آپ رو شروع کنن چه حرفی دارید؟

+ یه عده هستن که خودشون آچار فرانسن و همه چی بلدن بهشون پیشنهاد می کنم تمام کار رو خودشون دست نگیرن و یا کسایی هستن که خودشون کاری بلد نیستن که باید نیاز هاشون رو بسنجن و کسایی که لازم دارن رو دور هم جمع کنن و این خیلی مهمه که بدونین اون فرد کارمند شما نیست و باید کار رو از خودش بدونه و برای موفقیت پروژه خودش تلاش کنه، نه اینکه شما بهش بگین اون کار رو بکن و اگر خودت آچار فرانسه ای همون اول یه سری کارا رو خودت بکن، ولی اصلا عادت نکن که همه کارها رو خودت انجام بدی.

- کلام آخر؟

+ من میخواستم از شما تشکر کنم بابت اینکه اومدین و این فرصت رو به ما دادین که یه سری صحبت هایی رو بکنیم و امیدوارم که هر کسب و کاری که توی کشور ما شکل می گیره، هم زمان فرهنگش هم شکل بگیره و به واسطه اون، فرهنگ اون ارزش که در اوایل حرفام گفتم توی جامعه ایجاد بشه و فقط دنبال این نباشیم یه کاری انجام بدیم که فقط یه پولی تو جیبمون بره. داشتن درآمد لازمه اما باید یه جریان درآمدی باشه و برای همه منفعت داشته باشه و در کنار اون یه ارزشی هم به جامعه اضافه کنه و خدمتی هم به بقیه کرده باشیم.

عکس از : مصطفی جلیل نژاد


| 460 | نویسنده: پارسا امیری

3 دیدگاه

دوره آنلاین آیلتس 1396/7/18

براتون ارزوی بهترین ها دارم

photocomment
پرینتر سه بعدی1396/7/18

امیدوارم موفق و سربلند باشید

photocomment
لیست کامل جهیزیه1396/7/10

خیلی عالی بود امیذوارم همیشه موفق باشن

photocomment